امشب ازون شبهاست که خیلی دلم برات تنگ شده . میدونی ، تنهایی کار هر کسی نیست ، اونم توی این سرزمین ، اگر زن تنها باشی هزار خطر تورو تهدید میکنه اینجا باید خیلی قوی باشی خیلی قوی . تنهایی سخته اما از اون طرف هم نمیشه با هرکسی رفت . زمونه خیلی بدی شده نه میشه عین آدم یه جا کار کرد بی دردسر نه میشه دنبال یه همدم بود . هر کسی میاد بهت محبتی میکنه پشت چهرش یه شیطان نشسته که فقط به . فکر میکنه . امیدوارم آینده روشن باشه فدات شم عزیز ! 

 

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی ۱۳۹۷ ساعت 22:43 توسط زن پیله ای  | نظر بدهيد


زنی در پیله رها .

 

رها شده . نه تعلقی دارد نه متعلق است قبیله ای ندارد . بیابانی پیش رویش . رنجی جز درد تنهایی ندارد از زخم زبان ها و تمام دردها رها است. تنها دردش تنهایی است ‌‌‌ تنها در بیابان دنبال سراب محبت


حالم را چیزی خوب نمیکرد. از این همه غم خسته بودم. یاد یک تکنیک روانشناسی افتادم برای بخشیدن طرف مقابل. از طرف او به خود یک نامه بنویسید

نامه از طرف همسرم به من:

سلام عزیزدلم

از تو ناراحت و گله مندم که در این روزهای پر از درد انتظاراتی از من داری. من از تو انتظار داشتم مرگ پدرم که پدترین اتفاق زندگی ام بوده را درک کنی و همدل و همراهم باشی.با حرف های سردت فقط گذران این روزها را برای من سخت تر کردی میشد که با صبر بهتر عمل کنی. میدانم این روزها برای تو هم سخت میگذرد. میدانم غم تورا مریض کرده و از پا درآورده. میدانم نبود و بیحوصلگی های من به غمت دامن زده. کاش در توانم بود با تو مهربان تر باشم. کاش قبل از زدن آن حرف های سردت به تو گفته بودم حتی در پر مشغله ترین روزهایم به تو فکر میکنم با اینکه با تو تماس نمیگیرم یا تلفنت و پیامت را جواب نمیدهم اما در ته قلبم به یادت هستم. کاش گفته بودم تا تو ان حرف ها را نزنی و منفجر نشویی. میدانم وقتی مدت طولانی حرف نزنی و سعی کنی حفظ ظاهر کنی روزی با خشم از جا در میرویی و حرف هایی میزنی که نباید بزنی و بعد که حرف هایت را زدی و دلت سبک شد از گفته هایت پشیمان میشوی و من هم که در بخشیدن دیر میبخشم ، نتیجه اش میشود یک قهر طولانی مدت.

از تو ممنونم که سعی کردی صبور باشی وقتی که پدرم در بیمارستان بود و تو آن همه که دلتنگ من بودی تحمل کردی، از تو ممنونم که روزهای اول فوت پدر تمام فکر و ذکرت من بودم یادم هست برایم لقمه میگرفتی تا بیشتر غذا بخورم. از تو ممنونم که سعی میکردی آرامم کنی و دلگرمی بدهی، از تو ممنونم که دو هفته کنار خانواده ام ماندی تا کمکی در کارها باشی و نگذاری مادرم با ان همه غم مشغول پخت و پز و شست و شو شود. از تو ممنونم که دوهفته حرف های تلخ خواهرم را به جان ی و صبورانه گفتی داغدار است و حتی به من هم گله نکردی. ممنونم که آن روز برای اینکه من ناراحت نشوم به خانه دوستت نرفتی و درد دل هایت برای خودت ماند.

مرا ببخش که انتظار داشتم مانند مادرم صبور باشی و در بدترین شرایط دم نزنی. مرا ببخش با اینکه فهماندی تولدت مهمترین روز زندگی ات است باز هم نادیده گرفتم. مرا ببخش که سراغی از تو نگرفتم با اینکه بیمار بودی و سخت چشم انتظار سراغ گرفتن من. مرا ببخش که اسمت را روی تلفنم دیدم و با تو تماس نگرفتم و تورا دل نگران گذاشتم.مرا ببخش که بعضی اوقات به بهانه گرمی هوا تورا در آغوش نگرفتم و تو دلت شکست. مرا ببخش برای تمام گله هایی که در دلت داری و دم نزدی. انقدر دم نزدی تا با خودخوری خودت را بیمار کردی. مرا ببخش برای تمام اشک هایی که به خاطر بی محبتی من یواشکی ریختی.

امیدوارم از این به بعد همسر بهتری برای تو باشم و قدر محبت هایت را بیشتر بدانم.

دوستت دارم

شوهرت

 * در حین نوشتن این نامه گریه زیادی کردم.چون همان حرف هایی را زدم که انتظار داشتم شوهرم به من بگوید و نگفت . حالا احساس سبکی دارم

 

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۵ ساعت 19:37 توسط زن پیله ای 


تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

سایت آی جوان وبسایت شخصی مختار ریحانی زاده mg11 صحرا چت|افرو گپ|پرشین چت فروشگاه هدف در زندگی Darkhsasti 99